کارگران مشغول کارند!
فراغت یعنی یک دنیا برنامه ریزی از سوی نهادها و سازمانها. فراغت یعنی شروع دغدغههای پدر و مادرهایمان. فراغت یعنی بالا رفتن آمار حوادث. فراغت یعنی میزگردهای تخصصی صداوسیما. فراغت یعنی یک دنیا مطلب در مطبوعات و فراغت یعنی همین مطلبی که میخوانی.
شاید "فراغت" واژهای نباشد که فکر کنی برای پیدا کردن معنی آن باید راه بیفتی این طرف و آن طرف و هی از این و آن سوال بپرسی. اما همین واژهی مثلاً ساده با رسیدن تعطیلات آخر سال به داغترین بحث آدمهای دلسوز! برای من و تو و پرچالشترین موضوعِ برای همین محافل تبدیل میشود.
میدانم که وقت امتحان است و هزار درس نخوانده داری! اما خارج از این همه سر و صدا و زد و خورد، برو گوشهی کتابخانهی مدرسهتان و فرهنگ عمید را پیدا کن. لای فرهنگ را که باز کنی، زیر کلمهی اوقاتفراغت به همچین تعریفی بر میخوری: فراغت در فارسی به معنی آسودگی و آسایش و آسودگی از کار و شغل است. فرد در این اوقات میخواهد که به اشتغالی بپردازد که با کمال میل به آنها علاقه نشان میدهد خواه به منظور استراحت خواه برای ایجاد تنوع.
ویکی پدیا هم با اینکه یک دانشنامهی خارجیست، چیزهایی شبیه فرهنگ عمید خودمان میگوید. خیلی معتبر نیست اما خواند تعریفش هم خالی از لطف نیست: اوقات فراغت زمانهایی است که فرد آن را طبق تمایل شخصی خود و برای خود تنظیم میکند و برنامه آن در مورد هرکس متفاوت است و به سلیقه، نیازهای روحی، سن و توان مالی فرد بستگی دارد.
بازهم نشد؟ این یکی را دیگر چه میکنی؟ همین چند وقت پیش بود که دبیرکلمان گفتند که " اوقات فراغت فقط همین سهماه تابستان به حساب نمیآید. یک فرآیند مستمر است که در سایر فصلهای سال، ساعات کمتری را شامل میشود". خوب شد؟ حالا تشکیلاتی هم که شده مجبوری قبول کنی.
و همهی اینها یعنی؛ جملهی در تعطیلات تابستانی خویش چه کردید، را باید از بندازیم دور. یعنی؛ اوقات فراغت فقط سه ماه تابستان نیست. یعنی؛ ما و این همه خوشبختی!!؟ مسلم است که محال نیست.
عشق از کجا؟ من از کجا؟
گفتهاند که امام محمد باقر(ع) فرمودند:
"وقتتان را به چهار بخش تقسیم کنید:
- بخش اول را برای خدا و ارتباط و راز و نیاز با او اختصاص دهید.
- بخش دوم را صرف کار و تلاش به تناسب تواناییتان کنید.
- بخش سوم را به برقراری ارتباط با دیگران و انس با افراد بگذرانید.
- در بخش چهارم: تفریحات سالم و غیرحرام بپردازید.
با این بخش آخر، سه بخش دیگر تضمین میشود."
به همین راحتی. اینهم برنامهریزی برای اوقات فراغت. اصلاً هم لازم نیست توی تعطیلات تابستان که گفتهاند میشود اوقات فراغت تو، وقتت را با کلاسهای عجیب و غریب و کمفایده پر کنی. یک برنامهریزی ساده میخواهد. خیلی هم سخت نیست؛ ساعتهایی را که خوابی را بگذار کنار. باقیماندهاش را تقسیم به چهار کن. سه قسمت اولش را که معلوم است چه باید بکنی. میماند قست آخر؛ تفریحات سالم و غیر حرام. دیدی چقدر راحت بود. اینکه دیگر این همه شلوغ بازی ندارد. فقط یادت باشد باید دوستش داشته باشی. همان تفریح سالم و غیرحرام را میگویم دیگر.
بهحق چیزهای ندیده و نشنیده!
دو دو تا، چهار تایت که تمام شد یادت باشد نگاه کنی ببینی راهی را که انتخاب کردهای، چقدر تو را به آرزوهایت نزدیک میکند.
اوقات فراغت به معنای بیکاری که نیست. وقتی بیکاری، که کاری برای انجام دادن نداری، ولی توی اوقات فراغتت کارهای متعددی میتوانی داشته باشی. که تفاوتش با وقتهای دیگری که در آنها هم به انجام کار و فعالیت مشغول هستی در هدف این کارها و فعالیتهاست. هدف از فعالیتهای اوقات فراغت کسب آرامش، لذت و قبراقی است. یادت باشد کاری را که انجام میدهی، نه از روی اجبار است و نه بخاطر منافع مادی. این لحظات به خودت اختصاص دارد و تنها با هدف، آرزوها و خواستهای توست که تعریف میشود.
بزن بریم به سرعت برق و باد
حالا ما چه کنیم با این همه خوشبختی؟ کار سختیست. از قدیم گفتهاند؛ باد آورده را باد میبرد، اما ما که وقتمان را از سر راه پیدا نکردیم. سرت را بگذار نزدیک ساعت مچیات، البته اگر دیجیتالی نیست! صدایش را میشنوی؟!! دارد تند و تند میگذرد. خیلی منتظر نباش که این روزها و این ساعتها بگذرند تا آزاد شوی، تا اوقات فراغتت شروع شود، تا هر چه دل تنگت میخواهد، انجام دهی. توی همین لحظهها، توی همین روزهای استرس، توی همین هیر و ویری امتحانات هم میتوانی برای خودت اوقات فراغت داشته باشی. تعریفهای بالا که یادت هست: آن زمانی که هرچه دوست داری، انجام میدهی، میشود اوقات فراغت. دست به کار شو خب! آدم میتواند درس خواندن را هم دوست داشته باشد. بسمالله . . .